عاشق!!!!
زمان خیلی کند است برای کسانی که انتظار میکشند خیلی
سریع برای کسانی که میترسند خیلی طولانی برای کسانی که
اندوهگیناند خیلی کوتاه برای کسانی که شاداند ولی برای کسانی که
عاشقاند زمان جاودانگی است


کاشکی هرگز نمی دیدم تورا...
کاش انتهای امید زندگی می توانستم فراموشت کنم...
یا شبی چون آتش سوزان دل در فراز سینه خاموشت کنم...
کاش چون خواب گریزان از دیده ام نیمه شبها یاد رویت می گریخت...
مرغ دل افسرده حال و بسته پر از دیار آرزویت می گریخت...
کاش احساس نیاز دیدنت از وجودم چون وجودت پر می گرفت...
در دلم آتش نمیزد آنگاه کاش آشب چشمهایم کور بود...
تا نسوزم در خزان آرزوها کاشکی هرگز نمیدیدم تو را

با دو دست خالی از عشق دیگه هیچ جا جای من نیست
انگاری هیچ چیزی مرحم واسه این زخمای تن نیست
من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامی
رفتی بی من ولی انگارهرجا می رم تو با هامی
رفتی گفتی خاطراتم جای من واست می مونه
کاشکی بودی و می دیدی دلم از دوریت می خونه
کاشکی اینطور دوستت نداشتم که بگم بی تو نمی شه
کاشکی دلت سنگی نبود و دل من مثله یه شیشه
کاش فقط یه روز دیگه بی تو من دووم بیارم
تابتونم بازم عشق تو رو رو چشام بزارم

عشق یعنی!!!!!!
عشق یعنی...!
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچویوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من دریا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

سلام آخر!!!!

سلام آخر
سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه و رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بردل نشسته
توتنها نمی مانی ای مانده بی من
تورا می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به میلا ی مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه ی وای از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
دوستت دارم!!!!!!

رفتی حالا بی کی بگم
خیلی دلم تنگه برات
میخوام یه بار ببینمت
سر بذارم رو شونه هات
دوست داشتم با گلای سرخ می یومدم به دیدنت
نه اینکه با رخت سیاه چشمای سرخ ببینمت
گل و پرپر میکنم سر مزرات
تا ابد بارونیه چشمای یارت
رفتی افسوس گل من تا در دل خاک
از تو یادگاریه چشمای مهتاب
گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود



بگیر از من تو این دل یاد بودی
که تنها لایق این دل تو بودی
هزاران خواستند این دل بگیرند
ندادم چون عزیز دل تو بودی




رد پای عشق!!!!!!!!
love!!!!!!!!
وقتی کسی رو دوس داری حـاضــری دنــیـارو بـدی بـه خــاطـرش داد بــزنـی رو هـمـه چـی خــط بـکشی وقـتـی کـسـی تـو قـلـبـتـه فـقـط اونـی کـه عـشـقـتـه قـــیــد تــمـــوم دنـــیــارو خـیـلـی چـیـزارو مـی شکـنـی وقـتـی بـشـیـنـه بــه دلت تـــولــد دوبـــارتـــه حــاضــری جـونــتـو بــدی حـتـی یـه ذره گـرد و خـاک حـاضــری مـسـخــرت کُــنــن امـا نـبـیـنـی اون بـاهـات حــاضـری هـر جـا کـه بـری بـگـی کـه مـحتاجشی و حــاضـری کـه بـــگــذری از مـهـم نـبـاشـه کـه کـسی وقـتـی کـسـی تـو قـلـبـتـه دیـگـه بـه چـشـمـت نـمی یاد 
حاضری جون فداش کنی
فـقط یـه بـار نـیـگـاش کـنـی
بــه خــاطـرش دروغ بـگـی
حـتـی رو بـرگ زنـدگی
حـاضـری دنـیـا بـد بـاشـه
عـاشـقـی رو بـلـد بـاشـه
بــه خـــاطــر اون مــی زنــی
تـا دل اونـو نـشـکـنی
از هـمـه دنـیا مـی گـذری
اسـمـشــو وقــتـی مــی بــری
یـه خــار تـو دسـاش نــره
تـو مـعـبـد چـشـاش نـره
تــمــام آدمــای شــهــر
کـرده واسـه یـه لحظه قهر
بـه خـاطـرش گـریـه کـنی
به شـونـه هاش تکیه کنی
شـهــرت واسـم و آبــروت
نـخواد بـشینـه رو به روت
یـه چـیـز قـیمتی داری
اگر که ثـروتـی داری



